MGH

درهم و برهم

MGH

درهم و برهم

متن کامل عربی سوم راهنمایی

متن درس به ترس کتاب عربی سوم راهنمایی

قانون

در هر کلمه سه حرفی: حرف اول «فاء الفعل» – حرف دوم «عین الفعل» – حرف سوم «لام الفعل» نام دارد.حروف اصلی فعل را این حروف تشکیل می دهند:ف – ع – ل مانند : ذهب – نصر – کشف – نظر وریشه فعل از فعل گرفته می شود -> ن – ص – ر

الف – (فاعل)

-برای ساختن «فاعل» باید حرف الف را میان ف و ع آورد تا فاعل ساخته شود:ف– ا– ع– ل
-
در وزن فاعل جای حروف ف – ع – ل ثابت است ولی هر حرف دیگری می تواند به جای آنها بیاید، ولی «ا» هم مکانش ثابت است و هم خودش مانند: فاعل – ناصر
-
وزن فاعل ریشه های سه حرفی را به مفهوم «صفت فاعلی» تبدیل می کند، مانند:عالم – قادر – عابد – راحم -> ریشه: علم – قدر – عبد – رحم

ب – ( فعیل )

- برای ساختن «فعیل» نیز باید به فعل، بین دو حرف ع و ل حرف «ی» اضافه کرد: ف – ع – ل
-
وزن «فعیل» کلمات سه حرفی را به مفهوم«صفت مطلق»تبدیل می کند: ف– ع– ی– ل
مانند : علیم – قدیر – عبید – رحیم -> ریشه: علم – قدر – عبد – رحم

ج – (مفعول)

- برای ساختن مفعول باید حرف «م» را اول فعل و قبل از «ف» بیاوریم و حرف «و» را بین ع و لام بیاوریم.حروف ثابت: م – و حروف اصلی: ن – ص – ر
مفعول م – ف – ع – و – ل -> منصور م – ن – ص – و – ر
وقتی ریشه سه حرفی بر وزن مفعول در می آید مفهوم (صفت مفعولی) پیدا می کند.مانند : منصور – معبود – معلوم – مقدور -> ریشه : نصر – عبد – علم – قدر

نکته

· در اغلب کلمات عربی معمولاً سه حرف اصلی وجود دارد.
·
با افزودن حروف زائد، وزن جدید ساخته می شود.
·
هر یک از کلمات عربی دارای آهنگ یا وزن خاصی هستند.

ف    ع      ل

ف    ا     ع    ل

م   ف  ع   و   ل

فعیل – نصیر

فاعل  – ناصر

مفعول  – منصور

ن ص ی ر

ن    ا   ص   ر

م  ن  ص   و   ر

ترجمه درس مخفیانه گوش کردن

در خیمه فرماندهی دشمن
-
ای فرماندهان! ای آقایان! روحیات سربازان ضعیف است.
-
ما نیازمند یک حمله سریع به نیروهای دشمن هستیم.
-
یکی از فرماندهان: بله، بله … خوب است.
-
آفرین بر تو … این یک فکر خوب است … !
-
اما آقای من
-
ما به اطلاعاتی از مکانهای دشمن نیازمندیم.
-
سخنت درست است.
-
پس سرباز دشمن شب هنگام برای به دست آوردن اطلاعات رفت.
-
و بعد از یک ساعت به مکان نیروهایمان رسید.
-
در خیمه فرماندهی نیروهای ما
-
ای برادران
-
ما زمان زیادی است که در این منطقه هستیم.
-
و اکنون تعداد رزمندگان کم است.
-
بیشترشان در سنگرها به سختی زخمی هستند.
-
من مسؤول هستم.
-
پس بر ما واجب است که امشب برگردیم.
-
و ما از راه دریا برمی گردیم اگر خدا بخواهد.
-
سرباز دشمن به خاطر این اطلاعات سّری شاد شد.
-
از گرگ صحرا به عقاب صحرا
-
بله … بله … می شنوم.
-
آقای من … آقای من … خبرهای مهم … خبرهای خیلی مهم است.
-
چند لحظه قبل این سخنان را شنیدم.
-
تعداد رزمندگان زیاد است.
-
و آنها بسیار شاد هستند.
-
اسم فرمانده عملیات مسعود است و آنها امشب حمله می کنند.
-
آنها از راه دریا پیشروی می کنند.
-
شنیدی آقای من … شنیدی ؟!
-
بله … بله ..
-
تمام
-
از عقاب صحرا به مقر فرمانده
-
حمله نزدیک است.
-
عقب نشینی … عقب نشینی … بسرعت … بسرعت !

تمرین های درس دوم
۱- با توجه به متن درس پاسخ صحیح را با علامت مشخص کنید.

الف ) مَن کانَ فی خَیْمةِ قیادة العدوِّ؟
۱الجنود ۲ – أمَراءُ الجیش
ب ) کیف کان جندیُّ العدوّ ؟
۱ثقیل السّمع ۲ – حَسَن السُمْع
ج ) متی کانَ وقّتُ الرّجوعِ ؟
۱نهاراً ۲ – لیلاً
د) هل کانَ الْهُجومُ قریباً ؟
۱نعم ۲ – لا

۲- کلمات هم وزن و هم آهنگ را در مقابل هم قرار دهید:

الف ) کَتَبَ       ۱ – یَخْرجُونَ
ب) تَفَقُّد       ۲ – عَبْد
ج) وصول        ۳ – تَعْبُدُ
د) یعبُدون       ۴ – کحول
ه) تَصْدُقُ       ۵ – طریق
و ) شمس         ۶ – تَقَبّل
ی) عجیب        ۷ – رَجَعَ

۳- وزن و آهنگ کلمات زیر را در مقابل آنها بنویسید؟

الف – هُجوم = ….ب – ضعیف = ….ج – مَغْرِب = ….د – تَصْدیق = ….ه – معلوم = ….

۴- در آیات زیر کلمات هم وزن با «فَعَلَ» «فَعیل» «مفعول» «فاعل» را مشخص کنید:

الف – صِراطَ الذینَ اَنْعَمْت َ علیهِم غَیرِ الَمَغضوبِ علیهم.ب – والله غالِبُ علی اُمْرِه .ج – صَدَقَ اللّه و رسولُه .د – إن اللّه سمیعُ علیم.ه – مَن عَمِلَ صالحاُ فَلِنَفْسِه.

کلمات جدید

أحد = یک
أحد الامراء = یکی از فرماندهان
اُحسنتَ = آفرین
اِستراق = سرقت کردن
استراق السّمع = مخفیانه گوش دادن
الذین = کسانی که
أمر = کار
اُمَراء = ج امیر. فرمانده
اِنسحاب = عقب نشینی
أنعمتَ = نعمت دادی
جنود = ج جُند. جندی: سپاه
حاجة = حاجت، نیاز
نحن سجاجة = ما نیازمندیم ، نیاز داریم
حَسَن = خوب، نیک
خیمة = خوب است، بسیار خوب
راجِعون = برگردانندگان، برگشت کنندگان
سادة = ج سید: آقا
سمیع = شنوا
صراط = راه
علیم = دانا، آگاه
عَلَینا = برماست، بر ما لازم است
غالب = چیره، مسلط
قادم = آینده، در حال آمدن
قادمون = در حال آمدن
قریب = نزدیک
قیادة = رهبری، فرماندهی
مقاتلین = رزمندگان
معنویات = ج معنویة. روحیه
مغصوب = مورد غصب واقع شده
مواضِع = ج موضع. مکان
نهار = روز

پاسخها:

درس ۲

الف

ب

ج

د

ه

و

ی

تمرین۱

۲

۱

۲

۲

تمرین۲

۷

۶

۴

۱

۳

۱

۵

تمرین۳

فُعول

فَعِیل

مَفعِل

تفعیل

مفعول

تمرین۴

مغصوب

غالب

صَدَقَ

سمیع -علیم

عَمِل

اسماء استفهام و کاربرد ; «ما» نافیه و «لا» و فعل آینده

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس چوپان کوچک

کودک تنها است.او در کلبه است.چه کنم ؟ من گرسنه هستم.خانواده ام فقیر هستند.در این لحظه صدایی شنید.پس از کلبه خارج شد.ای کودک آیا می توانی کاری انجام بدهی؟
من … من … بله بله … حتماً … من نیرومند هستمچراندن گوسفندان دشوار است! تو کودک هستی …!نه … نه … آقا من می توانم.در صحرا ناگهان، گوسفندی گم شد.کجا رفتی ؟
آیا گرگ او را خورد ؟
آه … چه کنم؟!به سرعت رفت پس او را بین علفها پیدا کرد.و اما در غیبت او گرگی آمد و گوسفندی را دزدید.گریان به روستا بازگشت و گفت:غفلت نکردم! تنبلی نکردم! گوسفندان را رها نکردم!در خانه
آقا … آقا گرگ … گرگ
چه ؟ !گرگ … ببخشید … آقا
تو با دقت کار نمی کنی.و در زمان معین بر نمی گردیو کودک را به سختی زد.خبر به پیامبر (ص) رسید.پس بسیار اندوهگین شد.ای مرد! آیا کودک می تواند با یک حیوان وحشی رو در رو شود؟!آیا چیز غیر ممکن را می خواهی؟
کودک آمد در حالی که آثار اشک بر چشمش بود.پس پیامبر به مرد نگاه کرد.سپس گفت: به درستی که خدمتگزاران شما برادرانتان هستند.پس مرد بسیار شرمنده شد.و به خاطر عملش پشیمان شد.

قانون
بخش اول : منفی کردن

به مثالهای زیر توجه کنید:۱ذهبوا (رفتند) = ما ذهبوا (نرفتند)۲تذهبون (می روید) = لا تذهبون (نمی روید)

· فعل اول ماضی است و همانطور که مشاهده می کنید برای منفی کردن فعل ماضی، کافیست که به اول آن (ما) اضافه کنیم و برای منفی کردن فعل دوم که مضارع است حرف (لا) را در اول آن بیاوریم.نتیجه:
-
حرف (ما) را که فعل ماضی را منفی می کند (ما) ی نافیه (منفی کننده) می نامند.
-
حرف (لا) که فعل مضارع را منفی می کند (لا) ی نفی و فعل مضارع منفی، فعل نفی نامیده می شود.

چگونه فعل آینده می سازیم؟

· ما دو نوع فعل آینده داریم: یکی فعل آینده نزدیک است و دومی فعل آینده دور:تسعلمون – سوف تعلمون
-
با آوردن حرف (سَ) بر سر فعل مضارع، فعل آینده نزدیک ساخته می شود.مانند : سَتعلمونَ (بزودی خواهید دانست)
-
با آوردن (سوفَ) بر سر فعل مضارع ،فعل آینده دور ساخته می شود.مانند : سَوفَ تعلمونَ (در آینده خواهید داشت)

بخش دوم: استفهام

کلمه پرسشی

معنی

از چه می پرسد؟

پاسخ مناسب چیست

۱

هَلْ (أ)

آیا

منفی یا مثبت بودن جمله یا خبر

نعم : آری  لا : خیر

۲

مَنْ

چه کسی؟ چه کسی را

شخص انسان

نام یا صفت یا شغل شخص

۳

ما -  ماذا

چه چیزی – چه چیزی را

حیوان یا اشیاء یا انجام دادن کاری

نام یا صفت چیزی یا بیان یک فعل

۴

کیف

چگونه- چطور

حالت شخص حیوان یا اشیاء نحوه و چگونگی انجام یک فعل

بیان حالت (قید حالت) کیفیت انجام یک فعل

۵

اَینَ

کجا

مکان کسی یا چیزی

مکان انجام فعلی

محل قرار گرفتن کسی یا چیزی

قید مکان

۶

متی

چه وقت

زمان انجام فعلی

قید زمان

تمرینهای درس سوم
تمرین اول
با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف) متی سَرَقَ الذّئبُ أحدَ الأغنامِ ؟
۱فی حضورِ الطّفلة
۲حینما کان أحَدُ الأغنام بین الأعشاب
ب ) هل کانت الطّفلةُ مقصِّرَةّ ؟
۱نعم ۲ – لا
ج) أضَرَبَت الطّفلَةُ الرّجلَ ؟
۱نعم ۲ – لا
د) لماذا قَبِلَت الطّفلَةُ کلامَ الرّجل ؟
۱لأنّها تُحِبُ سَرْحَ الأغنام
۲لِأنها کانت جامعةً

۲- برای سؤوالات ستون «الف» جواب مناسب انتخاب کنید:

«الف »

الف – من یَقْراُ

ب _ ما ذا تحملین

ج – هل تأکلونَ

د – لماذا تَسْجُدُ

ه – کیف تسألین

م – ما ذلک ؟

ن – متی ترجِعُ ؟

و – أین تذهَبُ

ی – أتحزنینَ

«ب»

للشُکر

بأدََبٍ

۳مَساء

۴جَبَلُ

۵إلی المسجد

۶نعم

۷الکُتب

۸لا

۹الطالب

۳- علامت منفی را در جملات زیر پیدا کنید:

۱لِماذا تذکُر نِعمَةُ ربّک ؟
۲ما سَألَت المُعلِّمةُ عن النباء.۳هم لا یسعمون قول الحقِّ.۴ما دفع المؤمن زکاة عِلْمِه.

۴- کلمات زیر را در مکانهای مناسب قرار دهید:

(سمعون – أعلَمُ – خَلَقْتَ – کیفَ )الف ) ربناّ ما … هذا باطلاً.ب) لا … الغَیْب َ.ج ) فَهُمْ لاد ) … ضَربوا لک الأمثال ؟

کلمات جدید

إخوان = ج أخ : برادر
أسْرَة = خانواده
أعشاب = ج عشب: گیاه، علف
أغنام = ج غنم : گوسفند
أمثال = ج مَثَل: مثال، نمونه
اولیاء = ج ولی: دوست، دوست خدا
باکیه = گریان
تقدر = می توانی
جامعة = گرسنه
خجل = خجالت کشید، شرمگین شد
خَدَم = خدمتکار
دَفَع = پرداخت
دموع = ج دمع: اشک v راعیه = چوپان
سرْح = چراندن
عفو = گذشت، بخشایش
عفواً = ببخشید
فَقَد = از دست داد
غَفَلْتُ = غفلت کردم
کَسْلِتُ = تنبلی کردم، سستی کردم
کرخ = آلونک
مُحدّد = معین
نبأ = خبر
نَعجَة = میش

پاسخها:

درس ۳

الف

ب

ج

د

ه

م

ن

و

ی

تمرین۱

۲

۲

۲

۲

تمرین۲

۹

۷

۶

۱

۲

۴

۳

۵

۸

تمرین۳

لا

ما

لا

ما

تمرین۴

۳

۲

۱

۴

درست کردن فعل امر

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس اصحاب کهف

در زمان قدیم مردم در وفور نعمت و آسایش بودند.
روزی از روزها
مردم شنیدند: ای مردم، ای مردم؛
این فرمانی است از پادشاه قدرتمند، سلطان توانا «دقیانوس» بزرگ
کسی که پرستش بت ها را رها کند کیفرش کشته شدن است.
و از بعد آن روز

ترس و وحشت قلبهای مردم را پر کرد.
پادشاه ستمگر شروع کرد به، به دار آویختن مردان و زنان مؤمن.
و در قصر پادشاه فرماندهی بود.
او مؤمن است، جز خدا را نمی پرستد.
خدایا من بنده ناتوان تو هستم.
به این مردان و زنان مؤمن رحم کن و یاریشان فرما.
عاقبت کار ما را به خیر و خوبی قرار بده.
و بعد از مدتی در قصر پادشاه
یکی از سخن چینان آمد و به پادشاه گفت :
ای پادشاه بزرگ !
فرمانده و دوستانش اکنون خارج از شهر هستند.
آنها مشغول پرستش خداوند هستند و برای او سجده می کنند.
پادشاه به شدت خشمگین شد و به وزیرش فرمان داد:
ای وزیر به دنبال فرمانده بگرد؛
این سرکشان را زندانی کنغ
خوردنی و نوشیدنی را از آنها منع کن؛
آنها را فردا در درخت نخل به دار بیاویز؛
قلب دختر پادشاه با این مؤمنان است.
شبی آمد و در دستش کلیدهای زندان بود.
ای شاهزاده ! چگونه به اینجا وارد شدی ؟!
به سادگی خدا با ماست.
ولی با شتاب برگرد و از این جا برو … تو در خطر هستی.
نه … نه .. همراه دوستانت خارج شو.
خارج شو … زندان را ترک کن.
ولی … خطر نزدیک است … شما در شرف اعدام هستید.
پس همگی از زندان فرار کردند و به غار رفتند.
پس شد آنچه شد.

قانون

- وقتی می خواهید از کسی خواهش یا درخواستی داشته باشید یا به کسی دستور دهید از فعل امر استفاده می کنید و معمولاً فعل امر دارای ۶ صیغه مخاطب است.
- فعل امر که دارای ۶ صیغه مخاطب است از ۶ صیغه مخاطب فعل مضارع ساخته می شود.
- در ساختن فعل امر با حروف مضارعه را از اول فعل مضارع برداریم و آخر فعل را نیز ساکن کنیم.
- وقتی حرف مضارعه را حذف کردیم، اگر حرف بعدی صدا دار نبود، باید یک همزه بر سر فعل بیاوریم و اعراب همزه را از عین الفعل فعل برداریم به صورت زیر :

- عین الفعل (فتحه و کسره ) حرکت همزه می شود (کسره)
عین الفعل (ضمه) حرکت همزه می شود(ضمه)

اگر در آخر فعل مضارع نون عوض رفع آمده باشد آن را حذف می کنیم مانند:
تجعلان ِ -> جعلان -> إجعلا ن -> إجعلا

· خلاصه بیان

۱فعل امر را از ۶ صیغه مخاطب مضارع می سازیم.
۲حرف مضارعه را حذف می کنیم.
۳اضافه کردن همزه .( کسره یا ضمه)
۴فعل را مجزوم می کنیم (یعنی ساکن کردن حرف آخر و یا حذف نون عوض رفع)

تمرین های درس چهارم
۱- با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) مَن قالَ : «اِجْعَل عاقِبَةَ أمْرِنا خیراً»
۱الأمیر ۲- الوزیر
ب ) مَن قال : «أنّ اللّهَ مَعنا»
۱الامیر ۲ – الأمیرة
ج ) هل صَلَب المَلِکُ الأمیر فی جذع النّخلِ ؟
۱نعم ۲ – لا
و ) أهَرَبَ الأمیر و أصدقاوه إلی الکَهْفِ ؟
۱نعم ۲ – لا

۲- در جملات زیر مذکر و مؤنث بودن هر یک را مشخص کنید:

الف ) إبدأْ یومک بذکر اللّه
۱مذکر ۲ – مؤنث
ب ) دَخَلْتِ فی دینِ الله
۱مذکر ۲ – مؤنث
ج) غَضِبَتَ علی الظّالِم
۱مذکر ۲ – مونث
د ) تبحثُ عن الحقیقة
۱مذکر ۲ – مونث
ه) ترجعین إلی ربّک
۱مذکر ۲ – مونث

۳- کلمات مناسب را مقابل معنی آن قرار دهید

الف ) برداشتن کیف      ۱ – اِغسلی الوجه
ب ) بالابردن قلم      ۲ – اِلبسی الثوب
ج) بازکردن در      ۳ – اِغرس الشجرة
د) کاشتن درخت      ۴ – اِفتح القلم
ه) پوشیدن پیراهن      ۵ – اِرفعی القلم
ی ) شستن صورت      ۶ – احصل المحفظة

۴- برای افعال زیر فعلهای امر بسازید:

الف ) تَغفِرُ = ….
ب ) تَرْحَم = ….
ج) تَجْعَلُ = ….
د) تَرجعینَ = ….

کلمات جدید

اِبحث عن … = جستجو کن
اِبنة = دختر
اُسجُِن = زندانی کن
اِشْرَحْ = بگشای
اَصنام= ج صنم : بت
ألذی = کسی که
أمر = دستور
تَرْحَمُ = رحم می کنی
جذوع = ج جذع : تنه
جزاء = مجازات
ذنوب = ج ذنب : گناه
رُعْب = ترس
رَغَد = وفور نعمت و آسایش
سلطان = پادشاه
شراب = نوشیدنی
صَدْر = سینه
صَلْب = به صلیب کشیدن
عاقبة = سرانجام
علی و شک = نزدیک به
غداً = فردا
قاهر = چیره – پیروز
قلوب = ج قلب : دل
لِسان = زبان
لهج = توانا
متمردّین= سرکشان
مفتاح = کلید
نَخْل =درخت خرما
وشاة =ج واشی: سخن چین

پاسخها:

درس ۴

الف

ب

ج

د

ه

ی

تمرین۱

۱

۲

۲

۱

تمرین۲

۱

۲

۱

۲

۲

تمرین۳

۶

۵

۴

۳

۲

۱

تمرین۴

إغفِرْ

إرحَم

إجْعَلْ

إرْجعی

فعل امر منفی و نهی

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس بوستان سوخته

این بوستان بزرگ است.
درختان دارای میوه هستند.
میوه ها فراوانند.
سیب – انار – انگورها
صاحب بوستان شخص بخشنده ای است که فقیران را دوست دارد.

در بوستان
عزیزانم میوه ها را جمع کنید (جمع مذکر)
برای خانواده تان بردارید. (جمع مؤنث)
میوه ها را جمع کنید و بردارید. (جمع مؤنث)
روزی از روزها
صاحب بوستان بیمار شد.
پس فرزندانش را خواست و گفت:
ای فرزندانم ! به ناتوانان رحم کنید ! برای خدا کار کنید !
درب بوستان را برای بینوایان باز کنید.
پس مسلماً ثروت نابود شدنی است.
بعد از مرگ پدر
پسر اول: این بوستان مال ماست.
پسر دوم: بله … این حق ماست.
و دیگران در آن هیچ حقی ندارند.
عمل به وصیت پدر واجب است.
به وصیت عمل کنید. (مثنی مذکر)
خداوند را به خاطر این نعمت شکر کنید. (مثنی مذکر)
حقی برای درخواست کننده (فقیر) و محروم قرار دهید.
ولی نپذیرفتند.
و در خانه های بینوایان:
ما مدتی است چیزی نخوردیم ای مادر !
عزیزانم صبر کنید … صبر کنید.
فردا به بوستان می رویم.
دو فرزند: خارج شوید … زمین ما را ترک کنید … این بوستان مال ماست.
خارج شوید … بروید … ترک کنید.
پس خداوند نیت بد دو فرزند را دانست.
صبح روز بعد
فرزاندان به سوی بوستان رفتند.
حیرت آنها را فرا گرفت.
چگونه ممکن است ؟ نه … نه

قانون ۱– فعل نهی نیز مانند فعل امر از شش صیغه مضارع مخاطب ساخته می شود. ۲ – فعل نهی با حرف «لا» ساخته می شود که به آن «لا»ی نهی می گویند. تکتُمُ = لا تکتُمْ ۳– پس از قرار دادن «لا»ی نهی فعل مضارع را مجزوم می کنیم. – مجزوم کردن یعنی: تبدیل (ضمه) به (سکون)ْ یا حذف نون عوض رفع. · تنها صیغه جمع مؤنث مجروم نمی شود زیرا نه (ضمه) دارد نه نون عوض رفع. – در لای نفی فعل مضارع مجزوم نمی شود. · به جدول زیر توجه کنید.

مضارع

نفی

نهی

تکتُمُ

لا تکْتُمُ

لا تکتُمْ

تکتمانِ

لا تکتُمانِ

لا تکتُما

تکتمونَ

لا تکتمونَ

لا تکتموا

تکتمینَ

لا تکتمینَ

لا تکتمی

تکتمانِ

لا تکتمانِ

لا تکتما

تکتُمْنَ

لا تکتُمْنِ

لا تکْتَمنَ

تمرین های درس پنجم
۱با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) کیف خرج الأطفال من الحدیقة بعد وفاةِ صاحب الحدیقة؟
۱مَحزونینَ ۲ – فَرِحینَ
ب ) کیف کان الابْن الأول ؟
۱شاکِراً ۲ – ……
ج ) ماذا طَلَبَ صاحب البستان ؟
۱الرّحْمَ علی الضّعفاء ۲ – جَمْعَ المَحصول
د) ما ذا طلب الابنُ الثالثُ ؟
۱منع اعطاء المحرومین ۲ – إعطاء حقّ المحرومین

- ۲ افعال مناسب با هر جمله را سر جایش بگذارید؟

( الکرم – أترُکناَ – اُطلبا – اُنصروا)
الف ) أیها المؤمنون ! …. المظلوم فی کُلِّ مکانٍ!
ب ) ایتها المؤمناتُ ! …. تَبَرَّجَ الجاهلیة!
ج) ایتها الطالبتان! …. العزّةَ و المَجدَ !
د) أیها الکریمُ ! اِفتحی ابواب … علی المحتاجین!

۳فعلهای مناسب هر جمله را مشخص کنید؟

۱اِفتَح           ۲اُترکوا        ۳ – اِجْعَل       ۴اجلسا

الف ) حسین آقا، لطفاً این قرآن را در دفتر بگذار (   ) ب) علی آقا ، لطفاً آن درها را باز کن. (   ) ج) آقا مهدی و آقا بهروز، لطفاً بنشینید.(   ) د) از حاضران گرامی می خواهیم مجلس را لطفاً ترک کنید. (   )

۴فعلهای امر را در آیات قرآنی زیر مشخص کنید.

۱اصبروا، ان الله مع الصابرین.
۲ارکعوا و أسجدوا و أعبدوا رَبُکم.
۳اُشکرو الله .
۴اذهبا الی فرعون .

کلمات جدید

آخرین = دیگران
أعزاء = جمع عزیز – گرامی
أعنان = جمع عنب، انگور
أماه = مادرم
بستان = باغ
بؤساء = ج بائس: بینوا، فقیر
تالی = بعد
تَبَرّج = خود آرایی
رَکب = سوار شد
سائل = درخواست کننده
سوء = بدی
عزة = عزت، سربلندی
عزیزات = جمع عزیزه: عزیز و گرامی
مثمرة = میوه دار
مَجد = بزرگی
محروق = سوخته، سوخته شد
مُنْذ = از
نحو = به سوی
والِد = پدر
یمکن = ممکن می باشد
یمین = راست

پاسخها:

درس ۵

الف

ب

ج

د

تمرین۱

۱

۲

۱

۲

تمرین۲

۴

۲

۳

۱

تمرین۳

۳

۱

۴

۲

تمرین۴

اصبروا

ارکعوا   و   اسجدوا   و   اعبدوا

اشکروا

اذهبا

فعل نهی و فعل نفی

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه متن درس ناامید مشو

این ماهیگیر نزدیک دریا زندگی می کند.
و در روزهای اخیر چیزی به دست نیاورده است.
فردا برای ماهیگیری خواهم رفت.
نه … نرو ، دریا در این روزها طوفانی است. دریا خطرناک است.
لطفاً نرو … آنجا خطر است.
بله ! اندوهگین مشو … خدا با ماست.
ما صبر می کنیم.
روزی از جانب خداست.
نه … چیزی نداریم.
ما گرسنه ایم.
توکل بر خدا کردم … خواهم رفت.
ماهیگیر تصمیم به رفتن گرفت.
ای همسرم، بله … ! این کاری خطرناک است.
ولی ناامید مشو.
اندوهگین مباش … نگران مباش خدا با ماست.
ای مریم، ای هدی نگران مباشید.
کارهای روزانه را انجام دهید.
و احساس ناتوانی نکنید.
ای ایمان ای امیر کارها را رها نکنید و نگران نباشید.
من باز خواهم گشت اگر خدا بخواهد.
در دریا چه کنم.
در دریا چیزی نیست.
ماهیها کجا هستند.
ناگهان !
گویی تور سنگین شده است … بله
این چیست ؟ !
آیا این ماهی است یا نهنگ ؟!
بله … شکر خدا.
ای مرد طناب را رها مکن.
احساس ناتوانی مکن.
ابر سیاهی در آسمان ظاهر شد.
و باد به شدت وزید.
بعد از لحظه ای، نهنگی حمله کرد.
خدایا چه کنم؟
ای خدا هیچ معبودی غیر از تو نیست.
به بنده ناتوانت رحم کن.
سپس افتاد.
در روستا
روستائیان از باگشت ماهیگیر ناامید شدند.
روز بعد
مردم قایقی را از دور دیدند.
به طرف ساحل رفتند.
ماهیگیر زخمی است و ماهی بزرگی در تورش است.
پس ماهیگیر را به روستا بردند.
و پس از یک روز
روستائیان برای دیدن ماهیگیر آمدند.
پس ماهیگیر گفت:
این سفر عجیبی بود که تجربه های زیادی در آن بود.
ای برادرانم، در زندگی ناامید نشوید.
در برخورد با مشکلات احساس ناتوانی نکنید.
از رحمت خدا ناامید نشوید.
ای خواهرانم، از یاد خدا غافل نشوید.
پس همانا خدا مونس زمانهای هراس است.
ناامید نشوید.
پس ناامیدی از شیطان است.

قانون

- «لا» هم علامت نفی است و هم علامت نهی.
- در نهی هنگامی که در اول کلمه «لا» را می آوریم حرف آخر جمله را مجزوم می کنیم یا نون عوض رفع آن را حذف می کنیم.
- در نفی فقط «لا» را در اول کلمه می آوریم و به باقی حروف دست نمی زنیم.
- نونی که برای جمع مؤنث است هیچ گاه حذف نمی شود.
- مانند : (تکتمونَ) نفی = لا تکتمونَ نهی = لا تکتموا
- در جمع مذکر،پس از حذف «ن» حرف «ا» می گذاریم که البته خوانده نمی شود.

· نهی :

لا + فعل مضارع

با تغییر ضمه به سکون علامت جزم و حذف «ن» از آخر فعل (جز جمع مونث) -> نهی

تمرین های درس ششم
۱با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید.

الف ) هل طَلَبَ الأولادُ مِنْ والدِهِم الذّهابَ للصَّید؟
۱نعم ۲ – لا

ب ) أحصَلَ الصّیادُ علی الصّید؟
۱نعم ۲ – لا

ج ) متی عَصَفت الرّیاح؟
۱قبلَ ظهورِ سحابةٍ سَوداءَ
۲بعد صَیْدِ الحوتِ

د ) ما هی نتیجةُ القصّةِ ؟
۱کان الصّیادُ خائفاً
۲الیأسُ فی الحیاة سُمُ

۲فعلهای مناسب را برای عبارات زیر پیدا کنید.

۱لا تَشربی   ۲ – لا تذکروا  ۳ – لا تغضبوا  ۴ – لا تکتموا ۵ – لا تعلموا
الف ) …. الباطل و … الحقّ .
ب ) …. الا الله .
ج) …. علی الأصدقاء .
د) …. الماء کثیراً .

۳جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید:

۱لا تَقْربوا ۲ – لا تقنطوا ۳ – لا تَلْبسوا ۴ – لا تعبدوا ۵ – لاتحزَنْ
الف ) …. الحق بِالباطل .
ب) ….. إن الله مَعَنا .
ج) ….. إلا الله .
د) ….. مالَ الیتیم.
ه) …. من رحمة الله.

کلمات جدید

اُسماک = جمع سمک: ماهی
أم = یا
تَیأس = ناامید می شوی
تَفْلَقُ = نگران می شوی
تکتمون = پنهان می کنید
ثَقُلَتْ = سنگین شد
حَبْل = طناب – ریسمان
حصل = به دست آورد
حوت = ماهی بزرگ، نهنگ
خطر= خطرناک
ذهاب = رفتن
رجاء = لطفاً
رحلة = کوچ، سفر
ریاح = ج ریح: باد
زَروق = قایق
سحابة = ابر
سُم= سم، زهر
سواک = جز تو
سَوداء = سیاه
شبکة = تو
عَزَم = تصمیم گرفت
عَصَفت = وزید
قُرْب = نزدیک
قَنَط= ناامید شد
لا تَقنطوا = مأیوس نشوید
لَبَسَ= آمیخت، مخلوط کرد
لا تلبسوا = میامیزد
هائج = مواج، طوفانی
وحشتة= تنهایی
یَسکُن = سکونت می کند
یئسَ= نومید شد، مأیوس شد.

پاسخها:

درس ۶

الف

ب

ج

د

ه

تمرین۱

۲

۱

۱

۲

۲

تمرین۲

۱-۵

۲

۳

۱

تمرین۳

۳

۵

۴

۱

۲

جمله اسمیه و مبتداء و خبر آن جمله

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس آه دخترکم

این مرد کفاش است.
او زیاد کار می کند.
تو زیاد کار می کنی.
پزشک کار کردن را ممنوع کرده است.
بیماری خطرناک است.
من می دانم ولی زندگی سخت است.
من مجبورم.
صاحب خانه فردا اجاره اش را می خواهد.
مریم این سخنان را شنید.
پس شرمنده شد.

چه کنم؟
درس و مدرسه را رها کنم؟
نه … نه … !
آهان، یافتم! بهترین راه است!
در روز بعد
بعد از خوردن شام همگی به خواب رفتند.
ولی مریم
پس ، بعد از مدت کمی برخاست.
و به اطاق کار رفت.
و تا طلوع صبح کار کرد.
صبح روز بعد
عجیب است ! چه کسی این کفشها را درست کرده است؟
مرد در حسرت است.
پس از روزها و ماهها
در شبی
مریم خسته بود،
ولی به اطاق کار رفت.
و بعد از ساعتی مریم چرتش برد.
و در صبح زود
پدر برای خواندن نماز بیدار شد.
آنجا نور است ! چه کسی در اطاق است ؟ حتماً دزد است.
پس به اطاق نگاه کرد.
به آرامی درب را باز کرد.
پس با دقت نگاه کرد.
این مریم است ؟!
آه دخترکم

قانون

- جمله ای که با اسم شروع شود جمله اسمیه نام دارد.
جمله اسمیه در زبان عربی از ۲ قسمت اصلی تشکیل شده است:
۱مبتدا
۲خبر

ویژگی های مبتدا:

- مبتدا همواره مرفوع است یعنی یکی از علامتهای رفع ُ(ضمه و اون) را داراست.
- مبتدا می تواند اسم خاص – دارای ال با تنوین – ضمیر منفصل و اسم اشاره باشد

خبر:

اسم مرفوع که معمولاً با تنوین است. مانند : امامُ – مفیدُ
(در ابتدای جمله) شرح مبتدا
مبتدا + خبر = جمله اسمیه
اسم + اسم یا فعل یا حرف و اسم

تمرینهای درس هفتم
۱با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) ماذا عَمِلَت مریم ؟
۱تَرَکَتْ المدرسه
۲ذهبت لمساعَدَة والدِها

ب ) کیف وَجَدَ الوالد بِنتَه ؟
۱فی الثوم
۲مشغول بالعمل

ج) متی فهم الوالد سرَّ الاحذبة ؟
۱فی المنتَصف اللیل
۲فی یوم قبل طلوع فجر

۲- در جاهای خای کلمه ای بگذارید (خبر) که جمله معنا دار درست شود.

مبتدا

خبر

الف) المعلمُ

……

ب ) الوالِدُ

……

ج) الْبَحْرُ

……

د) الْبیْتُ

……

ه) الله

……

۳- در جاهای خالی کلمات مناسب بگذارید.

الف) …. علی کل شیء شهیدُ . ۱ – بعباده
ب) الحمدُلله رب ….. ۲ – العالمین
ج) والنجوم … بأمرِه ۳والله
د) الله لطیف …. ۴ – مُسَخّرات

کلمات جدید

أحذَیة = ج حذا، کفش
باکر = صبح زود
تعبة = خسته، کوفته
تناول = خوردن، تناول کردن
حدیث = سخن، صحبت
حذّاء = کفاش
شهور = ج شهرة: ماه
شهید = گواه
صدقْ = راست گویی
صَنَعَ = ساخت
ضوء = چراغ
عشاء = شام
عصا = عصا، چوب دستی
فجر= صبحگاه، طلوع صبح
لطیف = دقیق
مسخرات = تسخیر شده ها، رام شده ها
مضطَرّ = درمانده، مجبور
مَطلع = طلوع
نُعاس = چرت، خواب آلودگی
هُدوء = آرامش

پاسخها:

درس ۷

الف

ب

ج

د

ه

تمرین۱

۲

۱

۲

تمرین۲

حسنُ

نَهَضَ

جَمیلُ

نظیفُ

معنا

تمرین۳

۳

۲

۴

۱

جمله فعلیه و نقش فعل و فاعل در آن

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس آسایش و سختی

ای فرشتگان چرا ایوب را ستایش می کنید؟
ایوب خداوند را می پرستد و او را ستایش می کند؟
زیرا او صاحب مال و نعمتهایی است.
نه … نه … صالحان پروردگارشان را در همه حالات شکر می کنند.
ایوب بیمار شد.
مالش نابود شد.
فرزندانش نابود شدند.
راهزنان اموالش را دزدیدند.
فرصت طلایی برای ابلیس به وجود آمد.
ابلیس آمد.
ای ایوب! تا کی بر این بلا صبر می کنی؟
مال و فرزندان و سلامتی خود را از دست دادی؛
با این وجود خدا را شکر می کنی و او را ستایش می کنی؟
به خدا پناه می برم از شیطان رانده شده.
فایده ای ندارد او مانند کوه است؛
به سوی همسرش می روم.
تا کی صبر می کنی؟
مرگش نزدیک است.
نه … نه.. همسر صالح بر قضای الهی صبر می کند.
بلا و سختی شدت گرفت و بیماریش سخت شد.
پس همه او را ترک کردند.
چگونه غذا و دارو به دست بیاوریم؟!
چه کنم؟!
ایوب جستجو کرد.
هیچ چیز نیست.
پس گفت همانا به من آسیب رسیده است و تو بخشنده ترین بخشنده ها هستی.
و بالاخره بعد از چند سال شادمانی آمد.
همانا ایوب در امتحان پیروز شد.
بله، همانا با سختی، آسانی است.
بیماری رفت
و سلامتی و آسایش به ایوب بازگشت.
چه بنده خوبی همانا او بسیار بازگرداننده است.

قانون

- جمله ای که با فعل شروع می شود جمله فعلیه می باشد.
جمله فعلیه از دو جزء اصلی تشکیل شده است:
فاعل و فعل
- فاعل نیز مانند مبتدا و خبر همواره مرفوع است.
- فعل در اول جمله همواره به صورت مفرد به کار می رود هر چند فاعل آن مثنی یا جمع باشد. فعل و فاعل از نظر جنس مانند یکدیگرند.

فعل + فاعل + …. = جمله فعلیه

تمرین های درس هشتم
۱- با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) متی حانت الفَرضةُ الذّهبیّة لاِبلیس؟
۱عند فقدان النعم ؟
۲حینما شکراً ایوبُ ربّه
۳قرب موت ایوب
ب ) الی متی صَبر أیّوب ؟
۱حتی النهایة
۲حتی زَمَن فقدان أولادة
۳حتی زَمَن مَرضیة
ج ) لماذا قال الله «نعم العبد إنه دُواب »
۱لأنه منحج فی الأمتحان
۲لأنه ما صبر علی المصائب
۳لأنه قرض

۲- در هر یک از عبارات زیر فاعل را بیابید:

الف ) وَعَدَ الله المومنین و المؤمنات خبات.
ب ) قد جاء أمر ربِّک.
ج ) یعملُ الکریم بوعْدِه.
د ) یدفَعُ الأغنیاء زکاة أموالهم.

۳- برای عبارت زیر ترجمه صحیح را انتخاب کنید:

۱ذَهب الخَوفُ و دَخَلَ الأیمانُ فی القلوب.
الف ) ترس رفت و ایمان را در دل جای داد.
ب ) خوف و ترس رفت و ایمان در دلها وارد شد.
۲لا تَتْعَبُ الأُمُّ من تربیة طفلها.
الف ) مادر را در تربیت فرزندش خسته نمی بینی؟
ب ) مادر از تربیت فرزندش خسته نمی شود.

کلمات جدید

أرحم = مهربانترین
أعوذ = پناه می برم
أواب = بسیار باز گرداننده
تلف = تباه شد
تمدحون = ستایش می کنید
دواء = دارو
رجیم= رانده شده
رخاء = آسایش
رَضیء = راضی شد
زهق = از بین رفت
شدة = سختی، تنگدستی
صَعب = دشوار شد
الضّر = سختی
عُسرْ = سختی
عَظُم = بزرگ شد
علی = بلند مرتبه
فقدان = از دست دادن
فقدت = از دست دادی
لصوص = ج لصّ : دزد
مرض = بیماری
مسّ = لمس کرد
مصائب= مصیبت
مع = همراه
نِعَم= ج نعمة : نعمت
نِعْمَ = چه خوب است
وَعَد = وعده داد
یُسْر = آسانی

پاسخها:

درس ۸

الف

ب

ج

د

تمرین۱

۱

۱

۱

تمرین۲

الله

أمر

الکریم

الاغنیاء

تمرین۳

۱

۲

جمله فعلیه و حروفی که جَر می دهند

یکشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ | پایه سوم

ترجمه درس لباسهای عید

ناصر از خانه خارج شد.
خیابان شلوغ بود.
مردم مشغول خریدن لباسها و میوه ها و هستند.
عید نزدیک است.
دوستانم لباس نو می پوشند.
بعد از وفات پدرم.
مادرم مسؤول تأمین درآمد خانواده است.
او از صبح تا شب مشغول بافندگی است.
پس چگونه از او لباس نو بخواهیم.
در کوچه … ناگهان
این چیست؟ مثل این که کیف است.
کیف را باز کرد.
خدای … پول … پول زیاد
با شتاب به خانه بازگشت.
در خانه
مادر: این پولها از کجاست ؟!
آیا … ؟! پناه بر خدا ؟!
مادر … مادر
عید نزدیک است این هدیه خدایی است.
عجیب استولی چگونه !
به خدا … پیدا کردم … پیدا کردم … در کوچه !
خارج شو و با شتاب برو
و به دنبال صاحب پولها بگرد.
در کوچه
ناصر ورقه ای را روی دیوار دید.
اطلاعیه
کیفی با این مشخصات گم شده است.
با شتاب به مغازه حاج فاضل رفت.
کیف را در مقابلش قرار داد.
به شدت شادمان شد.
خدایا تو را شکر می کنم خدایا … آه … شکر
و بعد از چند لحظه گفت: من به یک کارگر امانت دار نیاز دارم.
آیا می پذیری
بلهولی من دانش آموز هستم.
بعد از مدرسه در مغازه حاضر شو.
خوب و اما جایزه تو
پس من اکنون مزد یک ماه را به تو می دهم.
ناصر به شدت خوشحال شد و به بازار رفت.
سپس با لباسها و غذاها به خانه بازگشت.
و داستان را برایشان شرح داد.
همگی خوشحال شدند.
پس پروردگارشان را شکر کردند.

قانون

یکی دیگر از اجزای جمله فعلیه مفعول می باشد – مفعول کسی یا چیزی است که فعل روی آن انجام می شود.
مفعول:
اسمی منصوب است که معمولاً پس از فاعل به کار می رود و علامت نصب نشانگر مفعول است.
سَمِعَتْ التلمیذاتُ النصیحة .
جار و مجرور:
جار حرفی است که قبل از اسم به کار می رود و آن را مجرور می کند ( ا – فی – مِن – الی – علی)
مجرور اسمی است که پس از حرف جار به کار می رود.
جار و مجرور معمولاً در آخر جمله به کار می روند.

تمرین های درس نهم
۱- با توجه به متن درس، در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) من هی المسؤولة فی بیت «ناصر» لِتأمین المعاش ؟
۱الوالدِ ۲ – ناصر ۳ – الوالِدَة
ب ) أین وَجَدَ ناصرُ المنحنظة ؟
۱فی الشارع ۲ – فی الزقاق ۳ – فی البیت
ج) متی یحْضرُ ناصرُ فی حانوتِ «الحاجِ فاضل» لِنَعمَل ؟
۱صباحاً ۲ – مساء ۳ – لیلاً

۲- از میان حروف جر داده شده، حرف مناسب را انتخاب کنید:

الف ) و خلق الله السماوات و الارض … الحق
۱إلی ۲ – فی ۳ – ب
ب ) إنی ذاهِبُ … ربّی
۱مِن ۲ – فی ۳ – إلی
ج ) والله یعلم المنسِد … المصلح
۱إلی ۲ – مِن ۳ – فی
د ) إن المتقین … جناتٍ
۱بِ ۲ – فی ۳ – مَن

۳- در عبارات زیر فاعل و مفعول را مشخص کنید.کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است:

الف ) لا تقنطوا مِن رحمة الله إن الله یغفرُالذنوب جمیعاً .
ب ) یَحفَظُ العاقل لِسانة و تبرکُ الجاهل زمامِ کلامه.
ج) وَجَد الأنسان السعادة فی الاخلاق لا فی الثروَة و المال.

کلمات جدید

اُحضُر = حاضر شو
إعلان = اطلاعیه
أمثال = نمونه
اُمین = درستکار
تجلب = جلب می کند
تلمیذ = شاگرد
حیاکة = بافندگی
ذاهب = رونده
زقاق = کوچه
زمام = افسار
سوق = بازار
شراء = خریدن
شرح = شرح دادن
شَهر= ماه
صباح = صبح
عائلة= خانواده
فضل = احسان
قدیر = توانا
مُزدَهَم = شلوغ
مصلِح = اصلاح گر
معاش = وسایل زندگی
مفسد= ایجاد کننده فساد
مفقودة = گم شده
نقود = ج نقد : پول

پاسخها:

درس ۹

الف

ب

ج

د

تمرین۱

۳

۲

۲

تمرین۲

۳

۳

۲

۲

تمرین۳

الذنوب (مفعول)

العاقل(فاعل)

لسانه(مفعول)

الانسان(فاعل)

السعاده(مفعول)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد